به گزارش خبرگزاری حوزه از تهران، حجتالاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان، استاد حوزه و دانشگاه، روز دوشنبه در برنامه تلویزیونی «سمت خدا» با تأکید بر اینکه بخش مهمی از آیات قرآن کریم به مدیریت ذهن جامعه اختصاص دارد، گفت: قرآن بیش از آنکه صرفاً درصدد ساختن یک فرد باشد، به ساختن فرهنگ و فکر یک جامعه توجه دارد و بخش قابل توجهی از آیات آن، ناظر به مسائل اجتماعی و نحوه شکلگیری و مدیریت افکار عمومی است.
وی با بیان اینکه قرآن کریم کتابی برای هدایت و مدیریت صحیح ذهن جامعه است، افزود: اهمیت این موضوع به اندازهای است که انسان میتواند با مراجعه به آیات قرآن، آمار و اطلاعاتی درباره موضوعات مختلف به دست آورد و از آنها برای فهم مسائل اجتماعی استفاده کند؛ البته باید میان «غرض صریح آیه» و مطالبی که ممکن است از یک آیه به صورت جانبی برداشت شود، تفاوت قائل شد.
حجتالاسلام والمسلمین پناهیان با اشاره به نمونه استفاده از آیات قرآن در طب سنتی یا اسلامی اظهار کرد: گاهی برخی افراد با استناد به آیاتی مانند «والتین والزیتون» درباره خواص انجیر و زیتون سخن میگویند. اینکه خداوند به این دو میوه قسم خورده، قطعاً دارای حکمت است و استفاده پزشکان از این حکمت میتواند قابل توجه باشد، اما غرض صریح این آیه، ارائه یک دستور پزشکی برای مصرف انجیر و زیتون نیست. بنابراین نباید هر اطلاعاتی را که درباره یک موضوع داریم، صرفاً به دلیل وجود نام آن موضوع در قرآن، ذیل آیه قرار دهیم.
وی ادامه داد: گاهی در مواجهه با قرآن، به جای فهم غرض اصلی آیه، وارد نوعی «شرح بادامی» میشویم؛ یعنی خداوند درباره یک موضوع سخنی گفته و ما از آن موضوع به موضوع دیگری میرسیم و تمام اطلاعات خود را درباره آن مسئله وارد آیه میکنیم، در حالی که باید ابتدا ببینیم خود آیه دقیقاً چه هدفی را دنبال میکند.
استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به آیه «وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ» گفت: در این آیه، بحث اصلی این نیست که همه مباحث مربوط به نماز، احکام، اخلاق، فلسفه نماز و سایر موضوعات مرتبط را مطرح کنیم؛ بلکه آیه در مقام ارائه راهکار برای استقامت و یاری گرفتن در میدان جهاد و مقابله با دشمن است. بنابراین باید غرض اصلی آیات را بشناسیم.
حجتالاسلام والمسلمین پناهیان در ادامه با طرح این پرسش که پرتکرارترین اتهام یا تمسخر دشمنان نسبت به پیامبران، جبهه حق و مؤمنان در قرآن چیست، گفت: با بررسی آیات قرآن میتوان دریافت که یکی از پرتکرارترین موضوعات، اتهام بیخردی، سفاهت و دیوانگی به پیامبران و مؤمنان است. قرآن کریم میفرماید هر پیامبری که فرستاده شد، دشمنان او را ساحر یا مجنون خواندند.
وی افزود: اتهام «مجنون بودن» در آیات مختلف قرآن تکرار شده است. در موارد متعددی، دشمنان به پیامبران میگفتند که شما دیوانه هستید و سخنان عاقلانه نمیگویید. علامه طباطبایی نیز در تبیین این اتهام، آن را ناظر به نسبت دادن نداشتن عقل و رفتار غیرعاقلانه به پیامبران دانسته است.
حجتالاسلام والمسلمین پناهیان با اشاره به آیات دیگری از قرآن اظهار کرد: در سوره اعراف نیز میبینیم که سران کفر به پیامبر میگویند ما تو را در سفاهت و نادانی میبینیم. بنابراین دعوا فقط بر سر نسبت دادن جنون به پیامبران نیست، بلکه مسئله عقلانیت و سفاهت نیز به صورت مکرر در قرآن مطرح شده است.
وی افزود: این اتهامها حتی درباره پیروان پیامبران نیز مطرح شده است. قرآن کریم از کسانی یاد میکند که به مؤمنان میگفتند آیا ما مانند سفیهان ایمان بیاوریم؟ بنابراین دشمن تلاش میکند جبهه حق را از نظر عقلانی زیر سؤال ببرد و مؤمنان را افرادی ناآگاه و غیرعاقل معرفی کند.
این استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه یکی از دلایل این رفتار، ناتوانی دشمنان در درک عمق عقلانی سخنان دین است، گفت: وقتی سخنی مطرح میشود که از نظر عقلانی عمیقتر از آن چیزی است که فرد انتظار داشته، ممکن است نخستین واکنش روانی او تمسخر باشد. این واکنش شتابزده، گاهی ناشی از آن است که فرد نمیخواهد بپذیرد دیگری از او عاقلتر یا آگاهتر است.
حجتالاسلام والمسلمین پناهیان تأکید کرد: برخی افراد از ترس اینکه مورد تمسخر قرار بگیرند، از بیان حرف حق یا سخن دینی خودداری میکنند، در حالی که اگر عاقلانهترین سخن را هم بگویید، ممکن است مورد تمسخر قرار بگیرید؛ پیامبران نیز با وجود حکمت و عقلانیتشان مورد تمسخر قرار گرفتند. قرآن با بیان این نمونهها، مؤمنان را برای مواجهه با چنین برچسبهایی آماده میکند.
وی در ادامه با اشاره به مسئله تربیت دینی کودکان گفت: اگر میخواهیم جوانان و کودکان ما تربیت دینی شوند، صرفاً نباید به آنها علم بدهیم، بلکه باید عقلانیت را نیز به آنها آموزش دهیم. قرآن در کنار تعلیم کتاب، از تعلیم حکمت سخن میگوید و حکمت یعنی رشد دادن انسان در مسیر عقلانیت.
حجتالاسلام والمسلمین پناهیان افزود: باید کودکان را در موقعیتهایی قرار دهیم که انتخاب کنند، صبر کنند و پیامدهای دورتر تصمیمهای خود را ببینند. یکی از مفاهیمی که امروز در روانشناسی با عنوان هوش هیجانی یا هوش عاطفی مطرح میشود، از همین منظر اهمیت دارد. ممکن است فردی از نظر حافظه و توان شناختی قوی باشد، اما اگر توان کنترل هیجانات و دیدن پیامدهای بلندمدت رفتار خود را نداشته باشد، در مسیر رشد و تولید علم و زندگی عقلانی با مشکل مواجه شود.
وی با انتقاد از واکنشهای هیجانی در محیط خانواده اظهار کرد: پدر و مادری که در برابر ناراحتیها فوراً فریاد میزنند، شکایت و غر میکنند یا در هنگام خوشحالی بدون کنترل هیجانات خود رفتار میکنند، در واقع الگوی عقلانیت را به فرزند خود آموزش نمیدهند. عقل یعنی دیدن عاقبت امور و توجه به نتایج دورتر.
استاد حوزه و دانشگاه در عین حال تأکید کرد که احساسات در ذات خود منفی نیستند و گفت: انسان باید عاشق باشد و احساسات عمیق داشته باشد؛ مسئله این است که احساسات خود را صرف چه موضوعی میکند. اگر احساسات انسان فقط به امور نزدیک، منافع زودگذر و مسائل دمدستی اختصاص پیدا کند، عقلانیت او کاهش مییابد، اما اگر احساسات او متوجه اهداف بلندمدت و عمیق شود، عقل و احساس میتوانند در کنار یکدیگر قرار گیرند.
حجتالاسلام والمسلمین پناهیان با اشاره به مفهوم انتظار، قیامت و آرمانهای بلند دینی افزود: اگر انسان بتواند اهدافی مانند قیامت، ظهور حضرت ولیعصر(عج) و تحقق آرمانهای بزرگ الهی را ببیند، عقل او نسبت به کسی که فقط منافع نزدیک را میبیند، گستردهتر خواهد شد و طبیعی است که احساسات عمیقتری نیز نسبت به این اهداف پیدا کند.
وی در ادامه به تأثیر شهادت بر بیداری عاطفی و عقلانی جامعه اشاره کرد و گفت: شهادت یک انسان مؤمن میتواند تحول عمیقی در جامعه ایجاد کند. انسان ممکن است نسبت به مرگ یک فرد ناراحت شود، اما شهادت میتواند اثر متفاوتی بر دلها بگذارد و انسان را متوجه حقیقتی فراتر از زندگی مادی کند.
حجتالاسلام والمسلمین پناهیان با اشاره به دومین سالگرد شهادت سیدحسن نصرالله و فرماندهان مقاومت اظهار کرد: پس از شهادت سیدحسن نصرالله، بسیاری از مردم لبنان با غم و نگرانی از فقدان رهبری سخن میگفتند که در بحرانها با سخنان خود به آنها آموزش میداد و راه را نشان میداد. این نگرانی میتواند زمینه یک امتحان الهی باشد؛ اینکه جامعه پس از فقدان رهبر و راهنمایی که عقل مردم را رشد داده است، بتواند عقلانیت خود را حفظ و تقویت کند.
وی ادامه داد: همانگونه که پس از شهادت برخی بزرگان، جامعه با یک مرحله جدید از رشد و بیداری مواجه میشود، ممکن است غیبت رهبر و راهنمای جامعه نیز زمینهای برای رشد عقل مردم باشد. خداوند نمیخواهد جامعهای که از هدایت محروم شده است، الزاماً زمین بخورد، بلکه ممکن است از طریق همین فقدان، انسانها را به سمت استفاده بیشتر از عقل و مسئولیتپذیری هدایت کند.
حجتالاسلام والمسلمین پناهیان با اشاره به ماجرای بنیاسرائیل در غیبت حضرت موسی(ع) گفت: هنگامی که موسی(ع) برای مدتی از میان قوم خود غایب شد، حضرت هارون(ع) آنان را از گوسالهپرستی نهی کرد، اما گروهی از بنیاسرائیل از پذیرش راهنمایی او سر باز زدند و منتظر ماندند تا موسی بازگردد. این ماجرا نشان میدهد که جامعه در زمان غیبت رهبر و راهنمای اصلی، باید توان عقلانی خود را به کار بگیرد و مسئولیت تشخیص و انتخاب را بر عهده داشته باشد.
وی در پایان با اشاره به شرایط امروز جامعه گفت: رشد حضور مردم در عرصههای مختلف و افزایش توان آنها برای تحلیل، گفتوگو و راهنمایی یکدیگر میتواند نشانهای از رشد عقلانیت اجتماعی باشد. هنگامی که رهبر و راهنمایی که عقل جامعه را هدایت و تقویت میکند در میان مردم حضور مستقیم ندارد، این وضعیت میتواند به یک امتحان الهی تبدیل شود و جامعه را به سمت افزایش قدرت تشخیص و عقلانیت سوق دهد.
انتهای پیام/










نظر شما